X
تبلیغات
رایتل
روزگار تلخ - شرنگ شعر و شراب

شرنگ شعر و شراب

شاعرانه های دیروز و امروز

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا بچه هاشو سیر کنه

گوشت بدنشو می کند و به بچه هاش می داد تا سیر شوند

زمستان تمام شد کلاغ مرد اما بچه هاش زنده موندن و گفتند

خوب شد مرد خسته شدیم از این غذای تکراری....

این است روزگار تلخ ما...


+نوشته شده در شنبه 3 تیر‌ماه سال 1391ساعت03:29 ب.ظتوسط امیر علی | نظرات (2)

نظرات (2) نظرات (2)